می نویسم ملالی نیست

جز دوری از شما

و اندوه خیال برهنه ای بی خبر از همه جا.

راستی  اگر سیم های تلفن نباشد

پرستوها کجا می نشینند؟

شاید همانجا که قبل از اختراع تلفن می نشستنند.

ولی با فال این خیال به دست بید سپرده ی در باد چه کنم

که دلش تنگ است برای شما.

الو…هی قبیله تنهایی

غم غریبم را چگونه بنویسم که بخوانی؟

….

می نویسم غمی نیست

جز خط شلوغ این همه جنوب تشنه ی صحبت

خط شلوغ عاشقی با شما …!

شما بانو

.

.

.

بانوی ستاره ریز سینه نشین آسمان.

گوشی را بگذار.  

Advertisements