بیا و بنشین بر پلک ترد شعر من
ونترس از استفهام لکنت و
جملات امری چشمانم
چه ماه سنگینی
امرداد
از این جمله ی امری نترس
من شما را دوست …
چه گفتم بانو …؟
ساعت سنگین
و هوای شرجی این بندر
برای عاشق شدن
برای جان کندن
اصلا جان می دهد برای با تو بودن
من شما را دوست…
اصلا شما مرا …؟
مراد/86
بندر بوشهر




5 comments
Comments feed for this article
آگوست 11, 2007 در 10:49 ب.ظ
مجازاتگر
( راجع به از دولت تا ملت ) فکر نمی کنم به این زودی این پرده بیفتد و همه چیز آشکار شود . اینها تجربه ای چندین ساله از گذشته را یدک می کشند !
در ضمن بنده برای به منظور دسترسی آسانتر به مطالبتان و خواندن آنها فید وبلاگتان را به فید ریدر گوگل خودم اضافه کردم .
همینطور لینک شما را هم اضافه کردم . ( به منظور انسجام بیشتر دوستان وردپرسی ) و همچنین ارتباط بیشتر با اندیشمندان و متفکرانی چون شما ( کمتر وبلاگ خوانی را دیده ام که مطالب را عمقی بخواند )
موفق و پیروز باشید .
آگوست 12, 2007 در 3:31 ب.ظ
mohsen
سلام عزیز. از نظرتان ممنونم. وبلاگ زیبایی دارید. با پیشنهادتان موافقت شد و لینکتان افزون
موفق و پیروز باشید.
آگوست 13, 2007 در 4:57 ب.ظ
تورج عاطف
دو ست بزرگو ار م سلام شما را با چشم دل همان جائی که جایگاهتان هست دیده و دو ستتان دار م چند ر و زی است که افتخار گذار د ن لینک شما در و ب بلاگم دار م و خو شحال می شو م مر ا هم مشمو ل این محبت فر مایید که در لینک شما نامی از لینک من باشد خو شحال می شو م در ضمن خو شحال می شو م کتابهایم را به شما تقدیم کنم بفر مایید چگو نه این کار میسر خو اهد بو د تا د ل مرا با پذ یر ش کتابهایم شاد مان کنید
شما را به حضر ت دو ست می سپار م
آگوست 14, 2007 در 7:54 ق.ظ
mostafaalli
سلام خوبید
از تعارفتان متشکرم.
من هم خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم.
با تبادل لینک هم موافقم.
همین الان(یعنی دو دقیقه ی دیگه!) لینکتون ثبت شد.
به امید دیدار
آگوست 14, 2007 در 7:45 ب.ظ
mojgan110
از این جور وبلاگها که چیزهای ادبی رو منتشر میکنن خوشم میاد
چون خودمم علاقه دارم ولی وقتش پیدا نمیشه …
اینجوری یه گزیده ای میخونم حداقل
تنکس