برگمن در طول فعالیتهای هنریاش ۴۰ فیلم کارگردانی کرد، چندین جایزه برد
و تحسینهای بسیار برانگیخت. به گفته برگمن، «ما با کمک فیلم میتوانیم به
جهانی غریب و نادیده و در واقعیتهایی ورای واقعیت (موجود) وارد شویم.»
صبح دوشنبه (۳۰ ژوییه) خبرگزاری سوئد خبر داد که اینگمار برگمن، کارگردان بزرگ سینما چشم از جهان فروبسته است. برگمن به هنگام مرگ ۸۹ سال داشت. او در دهههای اخیر، در جزیره فارو، در سواحل سوئد در دریای بالتیک، در آرامش و سکوت روزگار میگذراند، ولی از تماشای مداوم فیلم و نوشتن کتاب و مقاله بازنایستاده بود.
گوشهگیری برگمن در سالهای اخیر به اندازهای بود که حتی زمانی که پنجاهمین جشنواره فیلم کن (فرانسه) او را به عنوان “بزرگترین کارگردان همه دوران سینما” برگزید، شخصاَ در مراسم سپاسی که به این منظور برگزار شده بود شرکت نکرد و تنها دوست دختر سابقش، لیو اولمن را با پیامی به این مراسم فرستاد.
برگمن در طول فعالیتهای هنریاش ۴۰ فیلم کارگردانی کرد. اولین فیلم او “کریس” نام داشت که در سال ۱۹۴۵ ساخته شد. نخستین فیلم سینمایی تحسین برانگیز برگمن به زبان انگلیسی بود با نام ” فریاد هاو نجواها “. دیگر فیلم های مشهور وی عبارتند از ” پرسونا ” ، ” همچون در یک آیینه ” ،”چشمه باکرگی” ، ” توت فرنگی های وحشی ” و ” مهر هفتم”.
کارنامهای پربار
در غالب آثار برگمن به مفاهیم و مضامینی فلسفی و قسماَ عرفانی در مورد تلاش انسانها برای معنابخشیدن به حیات، بخشش، و ستایش از شور زندگی برمیخوریم. آثار او کم و بیش با رگههایی از یک یأس فلسفی نیز همراهند.
یکی از فیلمهای برگمن، با نام “فانی و الکساندر” که سال ۱۹۸۳ تولید شد به گونهای برجسته در ستایش از زندگی است.این فیلم توانست ۴ جایزه اسکار دریافت کند. برگمن خود زمانی در باره درونمایه فعالیت سینماییاش گفته بود:« من به طور مشخص میدانم که ما با کمک فیلم میتوانیم به جهانی غریب و نادیده و در واقعیتهایی ورای واقعیت (موجود) وارد شویم.»
برخی دیگر از فیلمهای قابل اعتنای برگمن از این قرارند: مردی با یک چتر (۱۹۴۶) ، سرزمین آرزو (۱۹۴۷) ، آینده با من است (۱۹۴۸) ، زندان (۱۹۴۹) ، رازهای زنان (۱۹۵۳) ، تابستانی با مونیکا (۱۹۵۳) ، شب عریان (۱۹۵۴) ، درسی در عشق (۱۹۵۴) ، لبخندهای یک شب تابستانی (۱۹۵۵) ، چشم شیطان (۱۹۶۰) ، صحنه یک ازدواج (۱۹۷۳) ، چهره به چهره (۱۹۷۶) ، سونات پاییزی .
برگمن پس از ساختن “فانی و الکساندر” در سال ۱۹۸۳ به مدت بیست سال فیلمی نساخت. آخرین فیلم او با نام “ساراباند” که در واقع ادامه “صحنه یک ازدواج” بود نیز سال ۲۰۰۳ در جزیره محل سکونت او و مثل بسیاری از فیلمهایش، با بازیگری دوست دختر سابقش ( لیو اولمن) ساخته شد.
وداع با سینما، تلاش در عرصههای دیگر
فیلم ساراباند همچون وداع برگمن با سینما بود. او اما در فعالیتهای “دراماتا”، تئاتر ملی استهکلم، کماکان نقش و تأثیر داشت، قطعات نمایشی و فیلمنامه مینوشت و گهگاه در مسائل مختلف سینمایی و اجتماعی نیز به گونهای فعال و منتقدانه وارد بحثها میشد. از جمله، پای شکایتی را امضا گذاشت که در آن خواسته شده بود قطع برنامههای تلویزیونی به منظور تبلیغات تجاری متوقف شود. برگمن در این رابطه گفته است :« وقتی که نمایش یک فیلم را در تلویزیون قطع میکنند تا برای مواد غذایی، موتورسیکلت و یا نواربهداشتی زنان تبلیغ کنند خشم وجودم را فرامیگیرد، فشار خونم بالا میرود، و دچار یک شوک احساسی میشوم. احساس میکنم که به من توهین شده و مورد بدرفتاری واقع شدهام.”
برگمن به رغم آن که در اواخر عمر سخت تکیده و رنجور شده بود، کماکان حافظه، فهم و هوشیاری شفاف و کارآیی داشت و در سینمایی اختصاصی که در خانهاش ایجاد کرده بود دائم به تماشای آثار قدیمی و محبوب تاریخ سینما مینشست، کاری که به قول خودش ابداَ با پسند و سلیقه فرزندانش سازگار نبود: « آنها وقتی که به دیدار من میآیند از این که من چنین فیلمهایی تماشا میکنم، اصلاَ خوششان نمیآید، بلکه بیشتر دوست دارند که (مثلاَ) آخرین اثر کلینت ایستوود را تماشا کنند.»
برگمن ۵ بار ازدواج کرد که حاصل آنها ۸ فرزند است. علاوه بر شهرت سینمایی، رابطه گرم برگمن با هنرپیشگان زیبا و جذاب زن نیز زبانزد بوده است.
(دویچه وله (Deutsche Welle)از آلمان)




10 comments
Comments feed for this article
جولای 31, 2007 روی 10:32 ب.ظ
سماع
سلام دوستان نادیده ی جان
چندی پیش با دوستی که در سوئد زندگی میکنه در مورد اینگمار صحبت میکردم.و فیلم های اورژینالش رو طلب میکردم.
یادش به خیر زمانی که فیلم های سینما گران مولف رو بصورت کارگاهی دوره میکردیم. به برگمن که رسیدم یک حس عجیبی داشتم .سونات پاییزی رو که خوندم واقعا لذت بردم . دوست داشتم آداپته بشه برای اجرا که فرصت پیش نیومد.
خلاصه سرتون رو درد نیارم یکی از سینما گران محبوب من برگمن است. و از درگذشتش متاسف شدم.
جولای 31, 2007 روی 10:38 ب.ظ
forough
SALAMI DOBARE .MANO BEBAKHSH KE DAR INMORED KAM LOTFI VA KOTAHI KARDAM,VALI BEHET GHOL MIDAM KE FILMHAYE INGEMAR RA HATMAN BARAT TAHIYE KONAM,MAN HAM EMROUZ AZ RADIO MAHALIYEMAN SHENIDAM VA HAMOUN LAHZE BE YADET OFTADAM KE IN HAMAN SHAKHSIYATI HAST KE SAMA SORAGHESHO AZMAN MIGEREFT,BAZ HAM MOTEASEFAM…MOVAFAGH BASHI.
آگوست 1, 2007 روی 7:15 ق.ظ
grayidea
سلام عزيز
از مطلبت درباره تالاسمي واقعا ممنونم!!
آگوست 1, 2007 روی 7:53 ق.ظ
farasun
سلام دوست نادیده ی عزیز/
از این که به من سر زدی و نظر گذاشتی خیلی ممنون/
خوشحال میشم اگه نوشته هام رو میخونی نظرت رو در موردشون بدونم./
موفق باشی/
آگوست 1, 2007 روی 2:05 ب.ظ
وبگردي « ANTI FILTER
[...] در گذشت اینگمار برگمن… [image] برگمن در طول فعالیتهای � [...]
آگوست 1, 2007 روی 3:17 ب.ظ
م خودم
برگمن بی تردید یکی از بزرگترین کارگردانان سینمای معنا گرا بوده(نه بزرگترین!)
شخصا خیلی از کارهاش رو تحسین می کنم ولی خوب آثاری هم داره که جز نام او هیچ نشانی از برگمن کبیر ندارند!
ولی در مقابل آثاری داره که اگر قرار بر این باشد که به استنادی سینما را هنر تلقی کنند حتما این آثار جزو این اسناد قرار می گیرند.
چند سال قبل فیلم کوتاهی از عده ای از دانشجویان فرانسوی با نام “چیزی در ستایش عشق” دیدم که برگمن در این فیلم در دو پلان چند دقیقه ای حضور داشت…بی نظیر بود , بی نظیر!
و جدا حق با شماست…تاسف و دیگر هیچ!
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل , شیخان گمراه
یا حق!
آگوست 1, 2007 روی 3:53 ب.ظ
اسماعیل جعفری
هفته جالبی اما غمناکی بود جهان پر از تضاد است چه تضادی بالاتر از این که در کنار برگمن و آنتونیونی مشکینی نیز در واژه مرگ قرار میگیرد اینجاست که نقطه اشتراک انسانها به یک جا میرسد.
آگوست 1, 2007 روی 11:00 ب.ظ
آناهیتا دانشور
سلام
مطالب جامعی بود
به هرحال هر آمدنی یک رفتنی هم با خودش داره
از سنتوری چه خبر؟!
آگوست 6, 2007 روی 7:00 ب.ظ
من یکی مجنون دیگر در پی لیلای خویشم
سلام
خوبین ؟ خیلی ممنونم که تشریف آورده بودین…
مطلب جالبی بود در مورد این کارگردان …
خدا همه کسانی رو که برای هنر و فرهنگ کشور ما زحمت می کشن برامون نگه داره ..با اینکه هنر و هنر مند مرز نمی شناسه و هنر یک فرد در هر جای دنیا هم که باشه متعلق به همه مردم دنیاست …
بهترین آرزو ها را برایتان می کنم …
گل در برت
می در کفت
و معشوق به کامت باشد دوست من
به امید دیدار
آگوست 7, 2007 روی 12:38 ب.ظ
به سوی سیمرغ
یه جایی ازش خوندم : من سه بار ازدواج کردم اما در زندگی موفق نبودم ، پس تصمیم گرفتم تا کارگردان خوبی باشم
………
سلام
خدایی مُردم تا براتون کامنت گذاشتم
(
….
موفق باشید